وگهگاهی
وگهگاهی.
[Accent: Iranian Tehrani accent for all Farsi vocals]
وَ گَهگاهی دُخَط شِعری کِه گویایِ هَمِه چیزَستُ خُد ناچیز،
و گَهگاهی. نَمی. اَشکی. کِه میشویَد. زِ دِل. غَم.هایِ پِنهانی،
وَ گَهگاهی چِه رویایی کِه صَد ناگُفتِه را میگویَدُ رَمزیست،
وَ گَهگاهی. نَمی اَشکی. کِه صَد. ناگُفتِه را میگویَدُ رازیست.
وَ گَهگاهی. چِه رُیایی کِه میشویَد زِ دِل، غَمهایِ بِسیاری.
وَ گَهگاهی دُخَط آیِه کِه بَردارَد. حِجابَز رازِ پِنهانی،
وَ گَهگاهی نِگاهِ دُختَرَم میشویَد زِ تَن صَد خَستِگی. سُستی.
وَ گَهگاهی بِه فَریادی شَوَد با خاک یِکسان. سازه.هایِ فولادی.
وَ گَهگاهی نُتُ سازی کِه گویایِ غَمِ عِشقَستُ خُد ناکوک،
وَ گَهگاهی سَفَر. دَریا کِباشَد مایه یِ آرامِشِ روحی.
وَ گَهگاهی قُمارِ هَر چِِدَر عُمرَت تو اَندُختی،
وَ گَهگاهی رِِفاقَت با رَفیقی، دوستی با مَرامُمَعرِفَت.
وَ گَهگاهی پُرَز حَرفیمُ هَمدَمی، گوشی نِمیابیم
وَ گَهگاهی پُر اَز شِعریُ وَزنُ واژِه.ای. دَرخُر نِمیابی.